ماهایاسا






آفلاين

هنرهای اکتسابی

 Copy_of_criss-angel-levitation-1.jpg

وبلاگ من
آرشیو
آلبوم عکس
تماس با من
درباره من
دوستان


موضوعات وبلاگ
حرف اول
دوباره سلام
جن شناسی
F:\aks arvah\dlrsqc.jpg
F:\aks arvah\jen2.jpg
عکس روح
ارتباط
F:\aks arvah\gngnzr15jp.jpg
تمرکز
روح
شهر اجنه ها پترا

آرشيو وبلاگ
جای پای شیطان روی زمین
درهای بهشت وجهنم
« پترا ؛ شهری سنگی که با کمک اجنه ساخته شد »
روح
روح

نویسندگان
علی صداقت نژاد

جستجو


خبرنامه
برای عضويت در خبرنامه
لطفا" ايميل خود را وارد کنيد:


لینکستان
انزلی بلاگ
شهر من انزلی
ملوانیها
فروشگاه آنلاين
شرکت ایرانیان پیشگام

دوستان
سانی 13

یاهو
<%YahooID%>
آمار وبلاگ
امروز: سه شنبه 12 آذر 1387
نظرات: 5
نوشته ها: 23
بازديد امروز: 18
بازديد ديروز: 12
کل بازديدها: 1429

Design By PersianWeblog
Powered By AnzaliBlog
انزلی بلاگ :: اولین سرویس وبلاگ شهرستانی

مقدمه – قسمت اول جهانی که ما در آن زندگی میکنیم در واقع جلوه آن جهانی نیست که در واقیت هست . درک ما از کیهان همیشه درحال دگرگونی و حرکت رو به جلو قرار دارد. معلوم نیست که این درک ما از کیهان همیشه واحد ( ثابت ) است که دستخوش تغییر میشود و یا نه خود کیهان است که در حال تغییر است . ما هرگز نخواهیم فهمید . تنها چیزی رو که ما میتوانیم بگویم این است که " واقعیت " که در سالیان دور مورد تایید بود گاهی امروزه حتی پوچ مینماید . و حتی نمیتوان مطمئن بود که واقعیات و بدیهیات امروز در سالیان که در پیش داریم همین وضعیت را نداشته باشد . چیزهای که قبلا توهم و رویا مینمودند به کمک علم امروزی به اثبات رسیده اند مثلا موجودات افسانه ای اعماق دریا ها اکنون کشف شده اند . تمدنهای که افسانه پنداشته میشدند توسط علم امروزی از اعماق نهان مخفیگاه شان سر بر آورده اند و حتی بیشتر مشهوداتی در دست اند و جمع آوری میشوند که کمک به حل معماهای پارانورمال و ماوراالطبیعه خواهند کرد ( هر چند این لفظ متافیزیک در جهان ما اصلا معنا ندارد و هر چیزی در جهان طبیعی است ولی این ما هستیم که مرزهای موهومی در جدا کردن این دو میکشیم ) از بدو شروع تاریخ بشریت . داستانهای از موجودات عجیب . شیاطین . و موجودات شب و تاریکی همیشه مردم را ترسانده است . هرچند داستانهای مبالغه آمیزی هم از جانوران ناشناخته آن دوران مانند فیل هم در میان مردم بوده و اکنون رفع شبهه گشته و حتی داستانهای که تنها زاده تخیل و رویای نقالان آن بود ولی یک دسته از این داستانها که اغلب به موجودات ماورای و متعلق به عالم ارواح و بعد غیر مادی ما مربوط میگردد نمیشود به همین راحتی گذشت و مهر رد بر آنها زد . حتی این داستانها برای بشر دوست دار فیزیک هنوز با علم امروزیش نه قابل رد هستن و نه کاملا قابل اثبات . حالا واقعا این گونه حکایات باید کاملا رد شوند چون شواهدی را امروزه هنوز علم در تایید این حکایات از دل آب یا خاک بیرون نیاورده و یا نه مانند یک بازرس ماهر جنایی باید این داستانها را برای پیدا کردن شواهدی بررسی کرد تا با شمع پلیسی که داریم این حقایق را هم بر ملا کنیم یا کاملا رد کنیم ؟ هدف این مقاله اثبات و یا رد موجودات ماورایی نیست . در واقع هدف این نوشته کمکی است جهت شناخت آن دسته از موجودات ماورایی که که بیشترین تاثیرات را روی اعمال و مراسم جادویی دارند . همچون مراسم سنتهای ویکا جادوگری و ساحری . ممکنه بعضی از افراد خواهان ارتباط با آنها باشند و ممکنه برخی دیگر خواهان دور جستن از آنها باشند . وحتی گاهی در مراسمی مانند مراسم احضار شاهد حضور ناخواسته آنها باشیم و برای دور ماندن از چنین مواردی چه موجود مترقی باشد چه خبیث باید موجودات را از هم تشخیص داد تا رفتاری در خور به آنها نشان داد مثلا رفتار با یک بختک یا یک شیطونک و یا حتی فرشته ای کوچک متفاوت است. در واقع جادو گران و ساحرها نسبت به افراد عادی بیشترین ملاقاتها را با این گونه موجودات خواهند داشت . و ممکنه موجود ماورای انرژی ما را تقویت و یا خالی نماید و شاید برای انجام مراسمی جادویی حتی نیاز به مقابله با این موجودات باشد و شاید موجوداتی ماورای حتی به ما کمک کنند . در آخر باید به عنوان مقدمه افزود این مقاله در برگیرنده خصوصیات خود موجود است و اگر موجودی شرور و بد و دیگری مهربان و خوب معرفی میشوند دال بر خطرناک بودن برای نوع بشر و یا نبودنش نیست . این موجودات چه بد و چه خوب در مراسم جادویی و به منظور کمک به مراسم فراخوانده میشوند مانند فرشتگان ارواح . المنتالها و پری ها و حتی شیاطین . ولی در کل کار احضار این موجودات مگر در جادوهای پیشرفته و هرمتیک به هیچ کس توصیه نمیشود . و اصلا بدون هدف خاصی حتی فراخوان موجودی پاک مانند فرشته خالی از مخاطره برای فرد احضار گر نخواهد بود .
قسمت دوم از سری مقالات آشنای با موجودات ماورایی تالیف و گردآوری مارکوس کوردی


فرشتگان
فرشتگان موجوداتی علوی و از نور هستند که بسیار قدرتمند .پاک و خیر خواهند و البته ترسناک هستند و حس ترسی را که القا میکنند وصف ناپذیر است . کلمه فرشته یا همان انجل از کلمه لاتین آنجلوس و ریشه یونانی آگلوس که معنای پیغام رسان را میدهد اقتباس شده .
بانشیس Banshees

این کلمه از ریشه ایرلندی " بین سیده"  به معنای بانوی کوهستان گرفته شده  . پری ( همجنس جنیان )  ترسناک  است که قبل از مرگ به دیدار فرد می آید . و ممکنه به دیدار خانه   هم بیایم و هشدار بدهد که ممکنه کسی از افراد فامیل خواهد مرد . و اگر گرفتارش کنید او حتما نام فردی که خواهد مرد را بازگو خواهد کرد . این پری را میتونید از روی  گیسوان بلندش که اکثرا سیاه یا خاکستری است و لباس سبزش والبته چشمان قرمز و فروزانش در شب هنگام تشخیص دهید . اگر گروهی از این پری ها دیده شوند ممکنه پیام آور مرگ فردی سرشناس و بزرگ باشند و یا پیام آور مرگ گروه کثیری  از افراد .

بانشه یه موجود خبیث نیست آنها از سرزمین تاریک پری ها میآیند و برخی میپندارند اینها ارواح پری های مرده هستند . هرچه باشد یه بانشه در کل موجودی ترسناک است . و در واقع گرفتنشان تقریبا غیرممکن چون توانای غیب و فرار از دست جادوگران را دارند . البته یه بانشه رو میشه احضار کرد و تکنیک خاصی هم برای این منظور در دست نیست و مراسم و آداب خاصی را طلب نمیکند .

سگ های سیاه

سگ های سیاه که به نام سگهای شکاری تپه هم معروفند و یا سگهای دوزخی همراه موجودات اهریمنی و خبیث دید همیشوند و اینگونه پنداشته میشود که  راهنمایان ارواح خبیث و شیاطین از جهانهای زیرین به جهان ما باشند . . نمونه بارز آن در کتاب سگ شکاری باسکر ویل تالیف سر ارتور کانون دویل میتوان مشاهده کرد که جانی با استفاده از باور مردم در باره این موجود سگی را تعلیم میدهد تا جنایت انجام دهد . البته بررسی در باره این سگهای دوزخی ما را به هکاته که همیشه با سه سگ دوزخی دیده میشود میرساند و این باور در میان مردم است که اگر در مکانی بیش از سه سگ شکاری در شب به ناگه و بی دلیل شروع به پارس نمایند حتما سگی دورخی در حال خزیدن در خیابان است و آماده بردن روحی خبیث به جهان زیرین . این موجود شباهت زیادی با کربروس Cerberus دارد .

دیمونس Daimons

در زبان یونانی دیمونس به معنی انباشته از خرد و علم است . یونانیان باستان اعتقاد داشتن که این موجودات هم بد در میانشان هست و هم خوب که نوع خوبشان به نام ایندیمونس و نوع بدش به نام کاکودیمونس معروف بودن . ایندیمونس ها   ارواح نگهبان و به فردی که نگهبانیش میکردند پیش اگاهی داده و محافظتش میکردند . ولی کاکودیمونس ها بر خلاف ایندیمونس ها مردم رو به انحطاط و نابودی  میکشاندن . . وقتی که تورات برای اولین بار به یونانی ترجمه شد کلمه دیمون برای شناسایی  ارواح خبیث استفاده شده و بعدها به دمون Demon 
تغییر یافت و این آخری  بعد ها برای ارواح تاریک بکار گرفته شد .

هم اکنون ملیونها فرد بر این اعتقادند که توسط فرشتگان یا ارواح نگهبان محافظت میشوند . برخی حتی قدرتشان را هم تجربه کردن . صدایشان راشنیدن وجودشان را احساس کردن و حتی موفق به دیدن هر چند کوتاه این موجود شده اند . به طور  قطع اینها همان ایندمیمونس های یوانانیاند . از آنجا که به نظر میآید هر فرد دارای یکی از این موجودات است  پس ممکنه این موجود همانا زاده روح خودمان باشد و موجودیت مستقل نداشته باشد ویا نه ممکنه موجودی متعلق به جهان دیگر باشد . و با این تفاسیر  کاکو دیمونس ها در واقع انعکاسی تاریک از جنبه تاریک روح خودمان است که شامل وسوسه ها تمایلات تاریک در ژرفترین نهان پنهان ماست .

در مراسم جادویی و طلسمات . این احتمال هست که ایندیمون یه فرد مورد نظر جادوگر احضار شود ولی چون ایندیمون هیچ اطلاعاتی به ما منتقل نمیکند اثبات این که خود موجودی مستقل یا رفلکس روح فرد است امکان پذیر نیست . به هر حال  هرچه باشد در سطح اثیری قرار دارد از خیلی از مسائل زود تر از نوع بشر آگاه بوده و بشر را محافظت مینماید .

مفهوم  این موجود افلاکی در یهودیت و مسیحیت و حتی اسلام  خیلی تحت تاثیر معنای و مفهوم آن در آیین زرتشتیان  بوده است ماند اسامی چون یازاتاس .آمشا سپنتاس .

ولی فرشتگان چی هستن ؟ این سوال شاید در دو هزار سال گذشته موجب شده که نوع بشر بیشترین جستجو و تامل را در باره این موجود داشته باشد و دومی شاید سوال دیگری بود که خیلی بحث میشد و این که چند فرشته میتواند روی نوک سوزن جای گرفته و حتی برقصند و جواب این سوالات در تمام دوران ها چه ساده و چه پیچیده از این حکایت دارد که فرشتگان همان خدایان هستند برای درک این موضوع فرد باید معنای غیر جبری واقعیت را دریابد به دور از هرگونه پیش داوری و تعصب شما میتوانید مقالات بیشماری در باره جهان های متعالی و علوی و ارواح متعالی و همچنین مقالاتی که به اساس خداوند گاری میپردازند رجوع کنید و یا حتی مقالاتی در باره طبیعت خدایان . در کل فرشتگان مذاهب در عمل با خدایان پاگانها یکی خواهند بود نه تنها در قالب معنای متعالی بودنشان بلکه در فرمشان هم یکسان هستند تنها شرایط و وضعیت نوع بشر بود که به آنها گاهی نام خدایان و گاهی نام فرشتگان اطلاق شده مانند خداوند عشق و جنگ خداوند ماه دریاها و عناصر اربعه که همانا در ادیان ابراهیمی  ما فرشتگان عشق جنگ و حتی عناصر اربعه رو  خواهیم داشت  .

و خیلی جالب هستش که حتی در انجیل هم مشاهده میشود ک در ایه  1:82 میخوانیم خداوند در بالاترین مقاوم قرار دارد و میان دیگر خدایان حکم و حکومت میکند و همچنین  در بخش ششم  از همان آیه میخوانیم من میگویم شما خدایان هستید و همه شما کودکان بالاترین مقام خداوند . کلا در میان تئوریسینهای این بادیه خدایان کهن همانا فرشتگان ادیان هستند

قابل ذکر است که فرشتگان به دو گونه کوچک و بزرگ از لحاظ قدرت قابل تقسیم هستند . فرشتگان سطح پایین نهایتا مسئولیت پیغام رسانی را دارند در حالی که فرشتگان رده بالاتر بیشتر لحاظ قدرت و مسئولیت  شبیه خدایان دورانهای پیشین هستن در کل در رده متعالی الهی فرشتگان در پایین ترین رده این عرش الهی قرار میگیرند .

فرشتگان مقرب
با استناد به عقاید اسلام – یهودیت و مسیحیت  فرشتگان مقرب چهار تا هستن میکائیل و گابرئیل و  ارائیل  و رافائیل  .در اکثر مراسم جادویی این چهار فرشته مقرب فراخوانده میشوند . در کل به عنوان کنترل قدرت کیهان   و کمک به کنترل دیگر ارواح از آنها مساعدت خواسته میشود . و به ندرت یک ملک مقرب تنها جهت ارتباط با جادوگر بر انگیخته میشود چون این گونه بی نهایت قدرتمند و برای جادوگر و نوع بشر حتی در کنار این موجود قرار گرفتن  مخاطره انگیز است .

همان گونه که قبلا در مقاله اشاره شده فرشتگان و فرشتگان مقرب همانا خدایان کهن در سنتهای دیگر هستند
و اگر طبقه بندی ادیان را در عرش الهی مد نظر قرار بدیم فرشتگان مقرب یک پله بالاتر از فرشتگان قرار خواهند گرفت 

فرشتگان مطرود ( فالن انجلس )
در کلاس قرار گیری موجودات ماورایی فرشتگان مطرود همسطح شیاطین در نظر گرفته میشوند و کلا این کلاسه بندی به خاطر این انجام شده چون در سنت های یهودی و مسیحی از این سخن میرود که شیاطین همان فرشتگان مطرود و رانده شده از عرش الهی هستند که به خباثت روی آوردن – البته بحث در باره رد یا قبول این سخن اصلا در این مقاله مطرح نیست – بلکه موردی اعتقادی و خارج مبحث ماست . ضمنا اسم مخصوص این موجودات را در خیلی از مراسم احضار دوران های قبل از مسیحیت شاهد هستیم  و همیشه باید به یاد داشته باشیم که مراسم احضار فرشتگان مطرود همانند مراسم احضار شیاطین بوده و فرقی با هم در عمل ندارند

در هر صورت ایده ای که فرشتگان مطرود وجود داشته و خود یک موجود با پیشینه متفاوت از شیاطین هستند مار به تقسیم بندی فرشتگان خاکستری و شیاطین خاکستری رهنمون خواهد کرد شما میتوانید این مراسم را در کتاب اول انوخیان و کتاب دوم انوخیان که فهرستی کامل از پاره ای از فرشتگان مطرود را در بردارد رجوع و جستجو کنید .

.  دمون ها Demons

کلمه دمون اصولا به  اروح خبیثی اطلاق میشود. آنها موجوداتی خبیث تر و قویتر از کاکودیمون  ها هستن و موجودیتشان خیلی بالاتر از وابسته بودن به روان انسان میباشد و مانند فرشتگان موجوداتی مستغل هستن ولی پر از نفرت و گناه و پلیدی . آنچه هستن تنها شر و پلیدی تاریکی نفرت است آنها موجودات قلمرو تاریک اند .
در اعتقادات یهودیت و مسیحیت این موجودات غلامان شیطان یا لوسیفر البته قبل از تمرد شیطان به لوسیفر معروف بود ( فرشته ای که از فرمان خداوند تمرد  کرد و بر علیع بشر قیام کرد و از ملکوت اعلا رانده شد) هستن .  ولی دمونها تنها مختص عقاید مسیحی و یهودی نیستند بلکه در آین زرتشتی دشمنان ابدی اهورا مزدا
خداوند روشنای و پاکی  و غلامان خداوند پلیدی اهریمن هستن ودر مکاتب مصری و جادوگری و پاگان و مکاتب محلی آمریکای ( سرخپوستان ) حتی ژاپنی و چینیان دیده میشوند .

در نتیجه در کل به این نتیجه میرسیم که دمون ها مخالف و دشمن فرشتگان و عرش الهی هستن و در هر مکتب و دینی هم از آنها گزارشاتی متشابه در دست است .  اگر دمونها هستن پس اربابانی هم در میانشان هستن که به آنها خدایان تاریک قلمرو تاریکی میگویند و اعتقاد بر این است که دمونها و اربابان تاریک در قلمروی مخالف با قلمرو نور و الهی فرشتگان ساکنند . که به آن قلمرو سایه ها هم اطلاق میگردد . و شایعه است که همیشه قلمرو فانی ما  مکانی جهت مقابله این نیروها بوده . و ما نسل بشر در میان این کارزار گیر افتاده ایم که همیشه میخواهیم اعمالی خوب انجام دهیم ولی همیشه هم تمایلات تاریک در ما هست . البته میزان قدرتی که دمونها در میان قلمرو فانی دارند و باعث انحراف میشوند همیشه مورد بحث بوده .برخی از مکاتب میگویند انها تنها توانی وسوسه و تاثیر دارند در حالی که مکاتبی پافشاری میکنند هر کار بدی ناشی ار تسخیر روح ما توسط آنها است .

برای احضار و بر انگیختن دمونها و شناخت بیشتر این موجودات کتبی تحت نام های دمونولوژی و دمونو گرافی هست البته از کتب قدیمی جادوی شیاطین هم میتوان در این باره بهرها جست که بیشتر این کتب و نوشته ها دارای طلسمات . مقابله و کنترل و البته تسخیر این موجودات است.


دموانهای تابناک  Bright Demons

دمونها تابناک نامیست که در کل به دمونهای  اطلاق میگردد که از قلمرو تاریک خود تمرد جسته و به کمک و مساعدت قلمرو روشنای روی آورده اند و تنها در کتبی بسیار نایاب روش احضار این موجودات اشاره شده . جادوگران و احضار گرانی هم بر این عقیده هستن که دمون تابناکی وجود ندارد واین قدرت کنترل احضار گر و جادوگر است که برای اهداف نیک از این دمونا استفاده میکنند . در کل جادوگران باید همیشه از بر انگیختن دمونها بر حذر باشند حتی اگر دمونی هم به ظاهر تابناک باشد نباید بر انگیخته شود احضار و کنترل دمون واقعا طاقت فرسا همزاد Doppelganger

این  موجود با نامی از  ریشه آلمانی "دابل – گور"  تصویری از خود شخص است که واقعا ترسی منحصربفرد را مورد مشاهده القا میکند . تا به امروز ترس از همزاد در ملل مختلف مشهود است . و این ترس در  آداب برخی از ملل در پوشاندن تمام آینه های منزلی که در آن فردی متوفی هست نمایان است . کلا همزاد شبیه نسخه ای از کالبد اثیری ما هنگام برون فکنی است و اکثرا برای هشدار خود را به فرد نمایان میکند . در قرون وسطی این تصور را داشتن که یک جادوگر میتواند همیشه یک همزاد را هر وقت بخواهد تولید کند که هم اکنون در عصر ما این نظریه کاملا رد شده و میدانیم که این در واقع همان کالبد اثیری جادوگر است که در برون فکنی . فرافکنی میشود و نه همزاد . متاسفانه در آن زمان بانوان ساحر زیادی بی گناه در اثر همین سوءظن که ثابت میکرد در کارهای جادوگری هستن سوزانده یا به سیاه چاله های مخوف برده شدند.

حکایتی قدیمی میگوید اگر بانوی نوجوان و ساحر روبری آینه با دوشمع به مراقبه بپردازد در میان آن آینه آینده خود را که کنار فرزندان و شوهرش است خواهد دید و اگر در این هنگام این جرات را داشته باشد که به قبرستان برود و در شبانگاه 12 بار دور قبرستان را طواف کند حتما موفق به دیدن همزادش خواهد شد.
و حکایتی دیگر میافزاید کافیست که در شبانگاه 24 آوریل  بر در کلیسای محل در آیید و بخواهید هر فردی را که در سال پیشرو خواهد مرد شناسایی کنید همزاد این فرد حتما اگر قرار  باشد در  سال پیشرو فوت شود با حرکاتی سبک به سمت کلیسا خواهد آمد و اگر این همزاد . همزاد خودتان باشد خواهید فهمید که در سال آتی خواهید مرد .


اژدها

علاوه بر اژدها های عناصر که تا حدودی متفاوت هستند ( و در جایش در باره ان صحبت خواهد شد  ).  دو نوع کاملا منحصر به فرد اژدها وجود دارد که نوع اول به اژدهای افلاکی ( که به اژدهایان  بهشتی هم معروفند ) و اژدهای خاکی ( که به اژدهای زمینی هم معروف است ) نوع اول   کاملا خیر خواه و در جهان اثیری و علوی قرار دارند و ممکنه فرم دیگری از فرشتگان هم باشند حتی در انجیل انواع مترقی فرشتگان شبیه موجودی ترسناک  از نظر ظاهر تشبیه شده اند . در مکتپ چینی هم اژدهای طلائی نمونه بارزی از این اژدها است
نوع دوم که بیشتر از اسطورهای کهن ملل در باره آن گزارشاتی دیده میشود خزنده ای با قابلیت پرواز. بسیار هوشمند و البته با توانایی  باز دمی از آتش است که در حکایتهای اروپای اکثرا توسط شوالیه های عالم و فرهیخته نابود میشوند  که اکثرا داستانهای حماسی حامل پیامهای والای اخلاقی است . اگر به فرض محال اژدهای زمینی وجود داشته باشد هنوز هیچ نمونه ای از بقایای این موجود بدست نیامده و اعتقاد عوام براین است که آخرین بازماندگان این نوع در قرون تاریک  اروپا بطور کل نابود شده و سوزانده شده اند .
اگرگورها Egregores

در واقع این موجود یک روح قوی  ساخته بشر در طبقه اثیری است که   توسط یک فرد خیلی قوی درست میشود و یا توسط گروهی از افراد فعال در انجمنی . با توجه به واژنامه های فرقه طلوع زرین یک اگرگور نمونه شفاف و کاملی از تصورات و اقتدار است . و یک اگرگور  متعلّق به یک گروه از تک  تک اعضای آن برای بقا انرژی میگیرد . تعریف تکمیلی تر برای این موجود اثیری را فرقه سری " آروم سولیس " ارائه میکند که اگرگور را موجودی با انرژی هوشمند در طبقه اثیری میداند  که به بصورت  خود اگاه و یا ناخودآگاه توسط عامل بشری تولید میشود . و بصورت دقیقتر این که موجود شالوده ای از احساسات و انرژیها و اقتدار گروهی از جادوگران است برای مقاصد ی  خاص و اکثرا به عنوان پشت گرمی و تکیه گاه ایجاد میشود . ویا کالبد اثیری  است که  توسط خود جادوگر تولید و برای مصارف خاص استفاده میشود .

این جمله " هر ایده ای خود دارای زنگی مشخص و شعور است "  گواه وجود چنین موجوداتی پشت هر گروه یا ایده ای در طبقه اثیری است . اگرگور ها تنها مختص اجتماعات جادوگری نیستند ( هر چند قویترین اینها همان اگرگور ها جوامع جادوگری است )  هر حزبی سیاسی . مکتب تزکیه . هر مسجد هر کلیسا و هر مکان متبرّک  هر خانواده حتی هر انجمنی یک اگرگور در طبقه اثیری دارد که توسط انرژیهای اعضا اون گروه بوجود آمده و بزرگ میشود . پس تمام قدرت یک اگرگور قائم به اعضا و اجتماعی است که به آن تعلق دارد برای همین برخی چنان ضعیفند که به دشواری وجودشان احساس میشوند و بلعکس برخی چنان قوی ( تا حدی که خطرناک هستن )
که از لحاظ روحی روی تک تک اعضا تاثیر میگزارند و حتی ممکنه بر روی تاریخ بشری هم تاثیراتی شگرف گذاشته و باعث دگر گونی آن شوند .
یونانیان باستان به این عمل هنر تولید و پرورش خدایان میگفتند . که بدین وسیله خدایان و نمیه خدایان بسیاری توسط بشر خلق شدن که حاصل قدرت الهی نبودند . در چنین نقطه نظری یک اگرگور دیگر مترسک نیست و خود یک روح مترقی در طبقه اثیری است که قائم به ذات خودش است ولی باز کاملا نیازمند توجه  افراد اون اجتماع به خود است و گرنه تضعیف شده و حتی نابود خواهد شد . پس لازم به ذکر هست که با این تعاریف مشخص میشود که اگرگورهای فوق العاده قوی هنگام گسترش ادیان ضعیف و نابود شدن چون افرادی زیادی از اجتماعات بشری تغییر روش اساسی در ایده او لوژی خود دادند.

یک اگرگور میتواند در مراسم جادوی بوجود آید و یا از اقتدار یک جادوگر قوی تولید شود . همچین اگرگورهای شخصی نسبت به اگرگورهای یک گروه  اجتماعی ضعیفتر هستند ولی توانی تاثیر بر روی جادوگر را دارند . بعه عنوان نمونه میتواند مسئولیتهای را مثلا در اجرای طلسمات بر عهد بگیرند . گاهی احضار ارواح مترقی در مراسم جادوی موجب تولید یک اگرگور شده ویا حتی ممکنه جادوگر را به اگرگوری قدیمی وصل نمایند . در کل اگرگورها هستند چون بشر آنها را ایجاد کرده و از آنها استفاده میکند . فهرست کاملی از اگرگورها را شما میتوانید در کاتالوگ لمینگتون و گوته جستجو کنید .

ارواح عناصر elemental Spirits

المنتالها  ارواحی  هستند که به قلمرو مادی وارد شده و حامل نیرو و قدرت چهار عنصر همانا خاک . آتش . باد و آب  میباشند . تصور کلاسیک  درباره  این موجودات از ایدهها و اسامی کیمیاگر دوره کهن  به نام پاراکلسوس
ایجاد شده و اسامی نمف ها و سیلف ها  و گنومها و سمندرها از این جادوگر به ما ارث رسیده . ارواح عناصر ممکنه شبیه به پری ها باشند ولی کاملا یک پری نیستند و خود یک گروه خاص میباشند .

گنومها ( گورزادها )
اینها ارواح زمین هستند و قدرتشان حامل قرت خاک و زمین است .آنها مسئول  رانش زمین . حرکت زمین و اکتشاف معادن و کلا تام اموری که به زمین مربوط است میباشند . آنها محافظین دفینه های گرانبها و البته معادن طلاو الماسند . آنها فرمی بسیار سنگین . کم تحرک و اکثرا بداخلاق و منزوی هستند و خیلی سخت میتوان با آنها کارکرد. و اگر موفق به جلب اعتماد آنها شوید آنها همراهانی بسیار قوی برای جادوگر خواهند بود . آنها میتواند باعث  افسردگی و نومیدی فرد شوند . و یا بلعکس باعث قلیلان اقتدارش و بالا بردن قدرت فیزیکی فرد گردند. گنومها اغلب توسط هدایای که اکثرا میتواند قطعه ای سنگی گرانبها و مجذوب کنند باشد جذب شوند و همیشه به افرادی که سرزمینهای سرسبز و مزارع را اداره میکنند احترام میگزارند وقتی که ظاهر شوند به شکل فردی کوتاه قد لاغر با کتی سبز رنگ همراه ریشی بلند و اغلب با کلاهی بر سر به نظر میرسند . و همیشه به جنس مذکر خود را نمایان میکنند .

نمف ها

نمفها که به  نام آندینها هم مشهوراند ارواح عنصر آب هستن . آنها در تمام گونه های طبیعی آب از جمله دریاها . برکه ها جویبار ها رودخانه ها و حتی باران وجود دارند . هر برکه و رودخانه  گفته میشود که توسط نمفی نگهبانی میشود . ولی یک نمف ممکنه خانه اش را بخاطر خستگی اش از اون محل و یا مزاحمت بشر برای همیشه ترک کند و به منبع آبی دیگر برود . . بهترین هدیه که یک جادوگر برای جلب رضایت یک نمف میتواند بدهد همانا تمیز کردن خانه این موجود است که میتواند یک رودخانه و یا یک برکه باشد . و حتی کنار یه برکه نشستن مسخ زیبای آن شدن هم می تواند باعث شود که یک بانوی نمف خود را به جادوگر نمایان کند . یک نمف توانای درمان جرحات احساسی فرد را دار است  میتواند ناراحتی و افسردگی را شسته و با خود ببرد وقتی آنها خود را به جادوگر نمایان میکنند اغلب به شکل بانوی زیبا و یا شبیه یک پری دریای بوده و همیشه به جنس مونث خود را نمایان میکنند


سیلفها

سیلف ها ارواح عنصر باد هستند . آنها حکمرانان باد ها و آسمانها هستند و راهبر تجمع ابرها و بادهای سهمگین و کلا شرایط جوی هستند . آنها اغلب با صحبت در گوشی و القای افکار با جادوگر ارتباط بر قرار میکندند . سیلفها بسیار نظری مثبت به بشر دارند و خیلی راحت میتواند آنها را احضار کرد .بهترین هدیه برای یک سیلف یک لیوان شیر و یک کاسه عسل است و یا پارچه ای از جنس ساتن تا در آن به خوشگذرانی و بازی بپردازند . سیلفها برای طلسماتی که باعث ایجاد باران میشوند احضار میشوند . آنها با هر دو جنس مذکر و مونث خود را نمایان میکنند سیلفهای مونث ظاهری کاملا شبیه پریان دارند که اغلب کوچک با دو بال زیبا دیده میشوند در حالی که سیلفهای مذکر به شکل موجودی بخار مانند یا دود مانند خود را نمایان میکنند.

سمندرها

سمندرها ارواح عنصر آتش هستند .آنها هر وقت که آتشی ایجاد شود آشکار میشوند و در مکانی که واقعاً هرم داغ آتش باشد بصورت گروهی وجود دارند مثل اتشفشانها و داخل جنگلهای که آتش گرفته اند و حتی در میان هسته مذاب کره زمین . سمندرها راحت ترین ارواح عناصر برای احضار هستند و جادوگر تنها نیاز دارد که آتشی درست و حسابی ایجاد کند تا آنها را با اوراد و یا ترانه بخصوص فراخواند .  یکی از آنها بر روی شعله های اتش نمایان خواهد شد . آنها به شکل پریان و یا پریانی که آتشین هستند ظاهر میشوند .   
اژدهایان عناصر

این نوع از اژدهایان نباید با اژدهایانی که در بخش قبل آورده شدن اشتباه گرفته شوند . آنها موجوداتی از عناصر اربعه هستند که در طبقه اثیری میباشند آنها از قویترین نوع ارواح عناصر هستند که روی هر عنصر در طبیعت حکمرانی میکنند آنها گاهی در مراسم جادویی همانند ارواح عناصر جهت همان کارها بخصوص احضار میشوند
و فرقشان تنها در حد و قدرتی است که دارا هستند در واقع برای جادوهای پیشرفته و قویتر احضار میشوند اطلاعات پیش رو از فرقه های جادوی دروید ها  گرمنیک ها  و مکاتب جادوی دراکونیک مدرن Draconic  استخراج شده اند .

Draig-Usige

اژدهایان عنصر آب . حاکم آنها نیلان . فرمانروای اژدهایان عنصر آب میباشد که بر روی دریا ها روخانه ها و البته طوفانهای دریایی حکومت میکند رنگشان آبی یا سبز است دارای بالاهی هستند که همانند پارو در آب بکار گرفته میشود .

Draig- Talamh

اژدهایان زمین . نام فرمانروایشان گریل است که بر روی کوهها جنگلها مراتع و دشتها حکمرانی میکند همچنان حاکم غارها تونلهای زیر زمینی و البته دفینه ها و دارای های نهان زمینند رنگشان قهوه ای و سبز است که به رنگهای سیاه و خاکستری هم دیده میشوند حتی سفید و زرده هم نمایان میشوند که همین باعث میشود تا جادوگر این نوع  را با اژدهایان علوی اشتباه بگیرد .

Draig- Teine

اژدهایان عنصر آتش هستند نام حاکمشان فافنیر است که حاکم آتشفشانها و مواد مذاب هستند آنها اغلب به رنگهای قرمز و یا نارنجی دیده میشوند و برخی بر این باورند که  سمندرها (به فرم خزندگان) گاهی نوزادان این نوع هستند .

Draig – Ather

اژدهایان عنصر باد میباشند حاکمشان سایریس نام دارد و بر روی بادها آسمان ابر ها و طوفان و رعد ور برق حکمرانی میکنند . به رنگهای آبی روشن و سفید و زرد دیده میشوند آنها بالهای بلند و فراق دارند و بسیار با احترام باید با آنها برخورد شود .   

Draig – Sorcha

اژدهایان نور هستند . که همان عنصر پنجم آکاشا و یا روح میباشد . نام حاکمشان راکسور است .آنها بر روی اتر و  تعادل حکمرانی میکنند. این نمونه حتی در استاندارد اژدهایان بسیار کمیاب میباشد . آنها مانند فرشتگانند و راکسور مانند  یک فرشته مقرب والا مقام و قدرتمند است . که در همین حد باید با احترام با ایشان برخورد شود . این نمونه  تقریبا هرگز در هیچ مراسمی جادویی بر انگیخته نمیشود . گزارشات نشان میده که بطرز خیره کننده ای سفید و درخشان با برقی زمردین لاجوردی و یاقوت فام میباشد .

Draig- Dorcha

اژدهایان تاریکی هستند . حاکمشان تیامت ( لویاتان ) نام دارد حاکم تاریکی شب هنگام . قلمرو ترس بی نظمی و نابودی اند
اطلاعت خیلی کمی از این گونه در دست است و مانند اژدهایان  عنصر پنجم آکاشا نایابند و هیچ گزارشی از احضار شان در دست نیست . تنها گزارشاتی از ترسناکی و رنگ سیاهشان در دست است و هرگز نباید در مراسمی با نام تیامت و یا لویاتان موجودی را بر انگیخت .

فرمانروایان عناصر

فرمانروایان و ملکه های عناصر چهار موجود هستند که با استناد به سنتهای جادویی و مرموز بر روی ارواح عناصر حکمرانی میکنند . و ممکنه در رده  فرشتگان و هم جنسشان باشند و البته برخی بر این باورند که قدرتی بالاتر از یک فرشته  و در حد خدایان و یا فرشتگان مقرب مذاهب دارند . نام فرمانروای ارواح عنصر زمین گوب است و جهتش رو به شمال است . نام ملکه ارواح عنصر باد پارلادا میباشد و جهتش رو به شرق است . نام فرمانروای ارواح عنصر آتش جن djin  میباشد و جهتش رو به جنوب است . و در آخر نام ملکه ارواح عنصر آب نکسا بوده و جهتش رو به غرب است .
 
پری یا ( جن) Fay *

موجودی اثیری است که در قلمروی از سرزمین اثیری زندگی میکند که به آن سرزمین پریان میگویند
بخاطر وابستگی که به نیروی حیاتی زمین دارند . در ارتباط نزدیک و ورود و خروجی همیشگی به
سرزمین مادی داشته و بیشتر در جنگلها و مراتع بکر و دست نخورده دیده میشوند . و اغلب به شکل گوی های نورانی دیده میشوند و در بررسی دقیقتر جسمی شبیه انسان دارند . ..
اعتقاد به پریان ریشه و تاریخی برابر با خود انسان و عصر نوسنگی دارد. سلت ها به گونهای از پریان که به فرزندان الهه دانو معروفند که توسط کشتی های بالادار و پردنده خیلی وقت پیشتر از موقعی که پای انسان به ساحل بریتانیا برسد به انجا رفته بودند. دارند  اینگونه که همچنین به تاتها و یا سیده ها معروفند  جنگهای زیادی را با گونه ها دیگر پریان داشته اند که از این گونه ها میتوان به فوموری ها و فیر بالگ ها که هر دو از قبیله های پریان تاریک و خبیث اند اشاره کرد. هنگامی که سلت ها به سواحل بریتانیا در دوران پارینه سنگی مهاجرت کردند تاتها شروع به منزوی شدن و دور ماند از انسانها نمودند . و این اعتقادات خیلی شبیه اعتقادات وایکینگها به موجودی به نام الف است . ( گرگ نقره ای : و این اعتقادات خیلی شبیه به اعتقادات ایرانیان به موجودی به نام جن است ) و در اعتقادات گرمنیک ها هم موجودی با همین وضعیت به نام داسی یافت میشود

البته نباید این موجودات را با پریانی که در کتب کودکان به تصویر کشیده میشوند یکی دانست اینان موجوداتی از قلمرو اثیری هستند ولی توانی برون فکنی عالی در هر فرمی در جهان مادی ما را دارند . گزارشاتی از انواع فرمهای این موجود در کل جهان اعم از گوی های نورانی موجوداتی شبیه به بشر غبار و البته ابر و غیره بوده .
این موجود گفته میشه که خیلی برای جادو گران و کمک به آنها مخصوصا برای طلسمات و گماردن آنها به کارهای خاص خوب بوده و موارد استفاده فراوانی دارد . البته کلا ین موجود به هر فرمی باشد برای بشر ایجاد ترس خواهد کرد .و افرادی که مثلا در جنگلها بطور تصادفی با این موجودات برخورد داشتن یا ناپدید شدن و یا به جنون کشیده شده اند . در گزارشاتی فراوان آمده که این موجودات بچه های تازه متولد شده را میربایند و به جای آن کودکی مریض را جایگزین کرده که  بیشتر از چند روز دوام نمی آورد. البته هدف این ربودنها چه کودکان و چه بزرگسالان بطور مشخص برای ما آشکار نیست و اعتقاد بر این است که برای تولید نسل از این افراد ربوده شده استفاده میشود که ممکنه نسلی دو رگه از بشر و این موجود ساخته شود . که به آنها پریزاد ( جن زاد ) میگویند . اگر دقت شود اعتقاد به گوی های نورانی پرنده . موجودات عجیب و البته ناشناخته و این ربودن ها بینهایت شبیه به داستانها و اعتقادات بشر کنونی از موجودات فضایی و بشقاب پرندها  است . پدیده ای که امروزه توسط هزاران نفر تجربه شده البته این نظریه و شباهت ممکنه برای خیلی ها مضحک به نظر آید ولی شواهد و نزدیکی این دو پدیده و گزارشات خیلی شک بر انگیز است . هرچه باشد پریان توسط انسانها دیده شده اند ولی الان گزارشات مبنی بر دیدن گوی های نورانی به بشقاب پرنده تبدیل شده و موجودات فضای که از نظر چهره خیلی شبیه به پریانی هستند که در زمانهای کهن دیده میشدند ( همان آدمهای کوتوله بدون مو با چشمانی تیره و بزرگ سری تاس و بینی که تقریبا دیده نمیشود) ( خیلی شبیه جن ایرانیان است : گرگ نقره ای )) نباید از نظر دور داشت  . و ممکنه این گزارشات متشابه در کل جهان به نامهای متفاوت تنها استناد به موجودی واحد باشد .

این گونه از موجودات در مراسم جادوی قابل احضار هستند - که اصلا کاری منطقی نیست - و ممکنه ازآنها به عنوان پیام رسان در قلمرو اثیری استفاده کرد البته این تماس تنها برای جادوگر ناراحتی به بار خواهد آورد و اصلا خوشایند نیست  و در واقع  این  معامله ضرر ش بیشتر از منفعتش است . برای جلب رضایتشان هدایای که شامل سبزیجات معطر و شیر و کلا میوه باشد میتواند کارساز باشد . این موجود تقریبا نشان داده  که از آهن و هر چیز آهنی بیزار است ( این موارد هم خیلی شبیه به تمایلات وبیزاری های جن دارد : گرگ نقره ای ) . میدانیم آهن مثال بارز  صنعتی شدن بشر بوده و این نشانه جدا شدن  ا نسل بشر  از این موجود شدیدا طرفدار نیروی حیاتی و بکر زمین است . و البته اعتقاد بر این است که از نور خیلی قوی و خیره کننده هم بیزارند

 *گرگ نقره ای : با کمال تعجب این موجود که در اصل Fay  نام دارد و من پری ترجمه کردم که یک بار هم عرض کردم هر دو معنی در لغت نامه بود بسیار شبیه به جن ما ایرانیان و البته جن در اعتقادات مسلمانان است من احتمال میدم این دو موجود در واقع یک موجود با نامی متفاوت و شاید هزاران نام در کل کره زمین باشد .   
 
Furies

فیوری ها ارواح انتقام و خونخواهی رم باستان میباشند . این موجودات که سه خواهر به نامهای الکتور .تیسفون و ماگاارا میباشند فرزندان گایا و ارانوس هستند آنها بجای مو بر روی سرشان مارهای زنده دارند و به گفته ای خون فردی را که به آنها نظر افکند در جا خشک میکنند . آنها مجازات کنند گان مردان و زنانی هستند که دچار قتل و یا جنایتی بزرگ شده باشند . و در اصل تحت نظر خدایان انجام وظیفه مینمایند . فیوری ها بی رحم هستند و البته نسبت به وظایفشان کاملا صادق . ممکنه این موجود گونه ای از فرشتگان باشند چون اعتقاد بر این است که تحت فرمان خدایان برای اجرای عدالت هستند . جادوگران باید بسیار هوشیار باشند تا هرگز این موجودات را به نامشان بر انگیخته نکند چون ممکنه جان خودشان را از دست بدهند .

ارواح سرگردان ( ارواح نوع بشر سرگردان )

روح سرگردان آن قسمت از بشر است که از گزند مرگ میگریزد و ممکنه بنابه دلایلی به محیطی  در زمین فیزیکی متصل بماند . بسیاری از بازرسان پارانرمال بر این باورند ارواح سرگردان ارواح افرادی هستند که یا به طرز نامشخصی و معما گونه و ناحق جان باخته اند و یا کاری بسیار مهم را ناتمام  گذاشته اند . در همچین  مواقعی روح سرگردان با القا ها و تاثیراتی   که روی بازرس پارانرمال  دارد . او را به یافتن سرنخهای از حادثه که باعث مرگ فرد شده رهنمون میکند . به همین خاطر شکار یک روح سرگردان باید با دقت و شمع پلیسی قوی دنبال شود تا نتیجه دهد و همچون پرونده یک قتل و یا جنایتی موشکافانه دنبال گردد حتی اگر به ظاهر موضوع مرگ خیلی معمولی جلوه دهد . . البته استفاده ار جادو و مراسم جن گیری . (Exorcisms)   برای اخراج   همچین روح سرگردانی هم انجام میپذیرند. که تنها باید در مورد اواح سرگردانی که باعث ناراحتی هستند و به اصطلاح ارواح خبیث هستند اجرا گردد .. و اگر روح سرگردانی هیچ مشکلی را برای کسی ایجاد نمیکند و تنها با تاثیر بر روی مدیومها تماس دارد . یک بازرس باید سعی کند تا با ملایمت تماس گرفته ( توسط روشهای تماس با ارواح ) تا به سرنخهای واقعه نزدیک شود که در بسیاری از مواقع که مستند میباشند این روش بازرس را به بقایای جسد فرد یا وسیله قاتله ای که فرد به قتل رسیده رهنمون میکنند . البته این سرنخها بازرس را گاهی به دفترچه های روزانه فرد و گاهی هم به تکه ای نوشته از فرد متوفّی  شده که این  شواهد باعث حل موضوع میگردند و روح سر گردان بدین وسیله از این چفت شدن به محل فیزیکی راهی میابد .


خدایان ( مذکر و مونث )

امروزه بسیاری از نئو پاگانها  به خدایان تمام  فرهنگها و سنتها اعتقاد دارند . گفته میشود که این خدایان کوچک تنها فرمان بردار خداوند بزرگ کیهان هستند که توسط انرژی گسترده در تمام کیهان قابل حس و همیشه میان ماست ( این همان خدای بزرگ ادیان است که واحد بوده و شریک ندارد ) . برای جادوگران و کاهنان کابالا این نیرو  به نام ) Binah and Chokmah ) بود ه و برای جادوگران سنت ویکا به نام های Lord  اسم برده میشوند . یهودیان به ان هیوه میگویند مسیحیان به آن Holy Spirit.و God میگویند و مسلمانان به آن الله میگویند . این قدرت لایزال کیهان برای خود در امور کیهان  وکلای دارد که به تمام امور برسند که  این وکلا همانا فرشتگان مقرب و فرشتگان ادیان و خدایان پاگانها میباشند . در کل این وکلا خداوند هرچه که نامشان باشد جز گروه علوی و عرش الهی هستند .

زیبا رویان Graces

این زیبا رویان که ذاتی پاک و الهی هستند . مظهر زیبای. خوشی و دلربایی هستند . آنها منبع الهامات هنرمندان و نقاشان و البته شعرا هستند در اصل  آنها خدایان مونث باوری و طبیعت هستند که خیلی هم با اینکه ذاتی علوی دارند نزدیک و محسوس برای افراد جهان های زیرین هستند . جوانترین این گونه اسپلندور نام دارد که گاهی به نام همسر هفستوس از او در متون یاد میشود نام دیگر خواهران  مریت و تالیا ( الهه لبخند )  میباشد آنها در اساطیر یونان و رم به عنوان دختران زئوس و هرا شناخته شده اند و گاهی به متونی که میگوید اینها دختران ونوس و دینوسوس هستند بر میخوریم  که اگر به هومر استناد شود آنها دختران ونوس ( الهه عشق و زنانگی ) و دینوسوس ( الهه انگور و شراب هستند )

این زیبا رویان در طبقه علوی در منزل پایین قرار میگیرند که در حد مقام فرشتگان مذاهب میباشد اینان در مراسم جادوی که برای شروع دوباره رفاقت . خوش یومنی و یا مربوط به پاک کردن زخمهای و جراهات روحی و احساسی ناشی از ناکامی عاشقانه باشد احضار میگردند .

Grigori

عموما در کتب به نامهای فرشتگان پاسدار (Watchers)   معروفند . و آن دسته از فرشتگانند که وظیفه پاسداری از نوع بشر را به عهده داشتند . کتاب انوخیان جلد اول میگوید که این گونه از فرشتگان در  رابطه تنگاتنگی با بشر بوده اند که حتی  باعث وسوسه شده و حتی گاهی زنهای فانی اختیار کردند . فرزندان این گونه از فرشتگان نیمه مطرود و انسان به نام  نفلیمها ها معروف هستند ولی این فرشتگان حتی از این هم فراتر رفتند وبا حیوانات هم در هم آمیختن  به استناد به کتاب اول انوخیان آنها با پرندگان حیوانات وحشی  خزندگان و ماهیان در هم آمیختند و حاصل این وصلت تولید انواع مخوف از دیوها شد که در اکثر کتب حماسی و اسطوره ای  از آنها یاد شده  . این فرشتگان در واقع همانان بودند که به زنها آموختند که چگونه سحر و افسون کرده از ریشه های گیاهان بهر ها بجوید و کلا جادوی گیاهان و بخورات را انجام دهد و به مرد آموختند که چگونه اسلحه ساخته و برای خود زیور الات درست کند ( کتاب اول انوخیان 1-7:2)

هنگامی که فرشتگان مقرب این را دیدند آنها برای تمام کردن این بی نظمی روی زمین دست به اقدام زدند  سر فرشته اوریئل به نوح دستور ساخت کشتیش را قبل از طوفان بزرگ داد. و رافائل مأمور شد که ازازئل را در صحرای دودل محبوث کند . گابرئل مامور نابودی نیلف ها با فشار بر آنها برای جنگ علیه یکدیگر گشت. ( چون نیلف ها موجودی نیمه مادی بودند و با سالخوردگی نمیمردند ) و فرشته مقرب میکائیل دستور داد که سمیازا و همراهانش را در در های زمین تا روز قیامت اثیر گردانند . جالبه که فرشتگان پاسدار و اکنون نیمه مطرود و در بند ازازئل و سمیازا و گریگوری در بهشت زندانی نشدند و احتمال اینکه روزی محل زندانشان در زمین پیدا شود هست ولی هرگز نمیتواند از این زندان تا روز قیامت   آزاد گردند .
این گونه از موجودات را که به Watcher  ها معروفند نباید به گونه که به آن Watchtower ها میگویند اشتباه شوند  هرچند اینان استفاده از سحر و جادو را به نوع بشر آموختند و حتی نباید آنها را در رده شیاطین و فرشتگان مطرود  قلمداد کرد . و در واقع میشه گفت آنها فرشتگان نیمه مطرود هستند و نباید این سه سر فرشته نیمه مطرود یعنی ازازئل و سمیازا و گریگوری را جز دسته از فرشتگان قرار داد که ملازم لوسیفر شدند آنها همیشه مطرود بوده و در جهنم هستند . در اسطورها اشاره شده که خدایانی به انسان سحر و جادو را آموختند و به او راه پیشرفت و صنعتی شده را نشان دادن آنها کار با فلزات و آتش را به بشر آموختند آنها نیز سه موجود بودند به نامهای هکاته هرمس و پارماتئوس و متون زیادی در باره گرفتن همسر فانی توسط این خدایان هست . هرچند هنوز این دو نوع موجود ماورایی اشاره شده به هم آنچنان جز در موارد فوق الذکر مرتبط نیستند . در هیچ متنی از مجازات و به بند کشیدن این خدایان حرفی به میان نیامده. 
 



نویسنده » silver . ساعت 08:57 بعدازظهر روز چهارشنبه 2 مرداد 1387



مطلب 16 از 23
مطلب قبل | مطلب بعد